|
در دنیای خشن امروز که نشانه استیلای تکنیک بر روح انسان است، صنایع دستی یعنی دمیدن روح لطافت به این زندگی خشن و انسان تا هست لطافت را می خواهد و صنایع دستی این نیاز مبرم انسان را برآورده می کند. 20 خرداد روز جهانی صنایع دستی را گرامی میداریم.
+ نوشته شده توسط masa در یکشنبه 1387/02/08 و ساعت
23:44 |
به گمانم، همين كه روز جهاني محيط زيست در ايران همواره مصادف است با سالگشت رويدادي خونبار و عزاي عمومي؛ نشان ميدهد محيط زيست تا چه اندازه در اين مملكت مظلوم و بدشانس است! چه، در روزي كه همهي دنيا آن را گرامي داشته و آيينهاي نكوداشتش را برگزار ميكنند، اينجا حتا روزنامهاي نيز منتشر نميشود كه بخواهد دوكلام در بارهي محيط زيست مرثيهسرايي كرده يا ادارهاي باز نيست تا مقام مربوطه كلامي در حفظ محيط زيست گفته و اشارهاي غرورآفرين به اصل مترقي پنجاهم قانون اساسي كند!
+ نوشته شده توسط masa در یکشنبه 1387/02/08 و ساعت
23:40 |
هر ساله روز 18 می میلادی ـ مطابق با 28 اردیبهشت ـ "روز جهانی موزه" گرامی داشته میشود. "موزه" در سراسر جهان نشانگر هویت و شناسنامهی هر قوم و ملتی است. فرهنگ و تمدن هر جامعه در موزهها تبلور مییابد. در ایران به جای یک روز، یک هفته را به نام "هفته میراث فرهنگی" نامگذاری کردهاند و برخلاف دیگر مناسبتها و بزرگداشتهایی که همه روزه شاهدیم، متأسفانه گویا هفتهی میراث فرهنگی را بها و اعتباری نیست. دلایل این امر چه میتواند باشد؟ موزهها و همه آنچه ما امروزه به نام "میراث فرهنگی" میشناسیم به حاشیه رانده شدهاند. اگر که بدون تعصب در میان اقشار مختلف مردم به کندوکاو بپردازیم، میفهمیم که اکثر مردم معنی میراث فرهنگی را نمیدانند و چنان در زندگی روزمره غرق شدهاند که چیزی به نام "فرهنگ" و آن هم از نوع میراث فرهنگی به گوششان غریب و ناآشنا میآید. نسل جوان که دیگر کاملاً با میراث فرهنگی و تاریخ دیار خود بیگانه شده و فاصله گرفته است. آیا سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به تنهایی میتواند کاری انجام دهد؟ سازمانی که اخیراًً با ادغام سه سازمان به وجود آمده و در حال حاضر بخش "میراث فرهنگی" در این سازمان کاملاً به حاشیه رانده شده و اگر به دقت به میزان اعتبارات و مقایسه آن با دیگر بخشها مثل "گردشگری" بپردازیم میبینیم که حتی در خودِ این سازمان نیز، میراث فرهنگی بخش کوچک و تقریباً بیاهمیتی را تشکیل میدهد. سیاستهای جدید دولت در خصوص اولویت دادن به زیر ساختهای گردشگری و بالا بردن اعتبارات این بخش کاملاً موجه و قابل قبول است ولی بخش میراث فرهنگی متأسفانه در این میان از نظر میزان و اعتبارات بسیار پایین میباشد. اصولاً چرا میبایست ما به میراث بر جای مانده از گذشتگانمان توجه نشان دهیم؟ چرا در راه توسعه و سازندگی کشور، میراث فرهنگی را دخالت دهیم؟ میراث فرهنگی چه کمکی میتواند به جامعه و آیندهی آن نماید؟ این سؤالات احتمالاً در ذهن بسیاری از مردم شکل میگیرد. وقتی که عمارتها و خانههای نیمه مخروبهی بافت قدیم بوشهر در جلو چشمان آنان عناصری زائد و زشت مینماید که میبایست برای زیباسازی شهر هر چه زودتر پاکسازی شوند و به جای آنها ساختمانهای عظیم و برجهای جدید ساخته شوند، به راستی چه طور میتوان دلایل اهمیت میراث فرهنگی را برشمرد. برای درک لزوم اهمیت به میراث فرهنگی، توجه به عملکرد کشورهای پیشرفته در خصوص میراث فرهنگی کشورشان ضروری است. چرا موزهها و هر آنچه که به میراث فرهنگی آنان مربوط میشود به بهترین شکلی که ممکن است مورد نگهداری و توجه قرار میگیرد؟ چه کارکردی میتوان در این کشورهای پیشرفته برای فرهنگ و تمدن گذشتگانشان قائل شد؟ آنان که از نزدیک در این کشورها بودهاند، میدانند به کوچکترین نشانههای فرهنگی مردمانشان به مانند ارزش و اهمیت اختراعات و جلوههای زندگی جدید، ارج گذاشته میشود. دلیل این امر این است که هر حرکت و پیشرفت و نوآوری، حاصل همان میراث فرهنگی گذشتگان است. اگر چرخی اختراع میشود و به دنبال آن چرخ، درشکه، دوچرخه، موتورسیکلت، ماشین و تا بینهایت اختراع جدید به وجود میآید، به واسطهی این است که آنان آن چرخ اولیه را در موزهها همیشه به یادگار نگاه میدارند و برای هر حرکت رو به جلو نیازمند این نیستند که دوباره از اول چرخ را اختراع کنند. ولی میبینیم که در کشور ما به دلیل اهمیت ندادن به همین "چرخ" برای هر حرکت رو به جلو میبایست از اول "چرخ" اختراع شود. تمامی این مشکلات کشورهای جهان سوم این است که به فرهنگ و تمدن خود اهمیت نمیدهند. کشور ما به واسطهی داشتن فرهنگ و تمدن کهن و گسترده در طول تاریخ پایهگذار خیلی از اختراعات و اکتشافات جدید بوده و هست. ولیآیا از این پشتوانهی فرهنگی در زندگی جدیدمان استفاده کردهایم؟ متأسفانه کسانی هم که در جهت برنامهریزی و پایهریزی پیشرفت در کشور انجام وظیفه مینمایند در خیلی از موارد از عدم شناخت میراث فرهنگی مملکت خود رنج میبرند و همین باعث میشود که حرکت رو به جلو ما کَُند و لاک پشتوار صورت گیرد. تئوریسینهای توسعهی کشور متأسفانه راه هر پیشرفت و حرکتی را کپی کردن از روی دست کشورهای پیشرفته ـ که با فرهنگ و تمدن دیگری به چنان جایگاهی رسیدهاند ـ میدانند. یکی از سادهترین مثالها در این مبحث، توسعهی گمرک بندر بوشهر است. اگر از خیلی از اهالی بوشهر بپرسیم شاید که اصلاً مشکل کار را ندانند. گمرک، بخشهایی از دریا و ساحل روبهروی بافت قدیم بوشهر را با خاکریزی و خشک کردن و ساخت و ساز تأسیسات گمرکی، توسعه میبخشد. تا این جای کار مشکلی نیست. بندر بوشهر نیازمند توسعهی گمرک میباشد تا در تجارت و ورود کشتیهای بزرگ تجاری تسهیل شود که رونق بازار کار در این شهر را در پی دارد و این یکی از راههای پیشرفت و توسعه است. طراحان این پروژه بیتردید از افراد متخصص و صاحب صلاحیت بودهاند. افرادی که میبایست به واسطهی تحصیلات عالی خود از فرهنگ و دانش خوبی برخوردار باشند ولی به جرأت میتوان گفت که از میراث فرهنگی شهر بوشهر کوچکترین اطلاعاتی نداشته و چه بسا از شناخت نسبت به میراث فرهنگی کشور نیز بیبهرهاند چرا که هر کسی که فقط ذرهای با میراث فرهنگی این شهر آشنایی داشته باشد، میداند که معماری عمارتهای بافت قدیم بوشهر منحصر به فرد بوده و دارای ارزش و اهمیت بسیار بالاییست، چنان که در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. شاید که بگویند این طرح لطمهای به عمارتها و بافت قدیم بوشهر نزده است و در دریا انجام میشود. کسانی که اخبار فرهنگی کشور را دنبال میکنند در خصوص برج جهاننما در شهر اصفهان آگاهی دارند. این برج با این که چند کیلومتر از میدان نقش جهان اصفهان ـ که از آثار ملی کشوراست ـ دورتر ساخته شده ولی به دلیل اینکه در حریم منظر این اثر تاریخی کشور واقع شده و ارتفاع زیاد آن در اطراف این اثر تاریخی باعث کاهش ارزش دیداری و بصری میدان نقش جهان اصفهان گردیده بود بنا به درخواست یونسکو مجبور شدند که چند طبقه از ارتفاع این برج را کم کنند، ولی در بندر بوشهر با وجود این که این ساخت و سازهای گمرک در چند قدمی بافت قدیم و در حریم درجه یک این اثر ملی انجام میشود متأسفانه هیچگونه اعتراضی را در این خصوص شاهد نیستیم. سؤال اصلی از طراحان و مشاوران این پروژه است. این افراد که بابت فاز مطالعاتی این پروژهی بزرگ درآمد خوبی داشتهاند چرا از لطمهای که به این بافت ارزشمند وارد میشود غافل بودهاند؟ جواب سؤال روشن و ناشی از عدم شناخت آنان در خصوص فرهنگ و تمدن کشورشان است. این عدم شناخت فقط به این آثار ملی لطمه نزده بلکه با انجام این ساخت وسازها و کاهش ارزش دیداری این بافت از نظر درآمدهای اقتصادی و توریستی ـ که شهر بوشهر در آینده میتوانست از این درآمدها برخوردار باشد ـ نیز خسارات جبران ناپذیری در پی داشته است. از طرفی دولت با بالا بردن اعتبارات بخش گردشگری سعی در رونق بخشیدن به صنعت توریسم در کشور را دارد و از طرفی به واسطهی عدم شناخت از فرهنگ و تمدن و میراث فرهنگی گذشتگانمان، بخش بزرگی از درآمدهای آیندهی کشور از بین رفته است. این جاست که میفهمیم کم دانشی افرادی که حتی از قشر متخصص و با تحصیلات بالا هستند، چه لطمات جبران ناپذیری را در پی دارد. پس موزهها و هر چیزی که آشنایی نسل جوان و همین متخصصین ناآگاه را موجب شود، لازم و ضروریست. نمونهی دیگر این بیتوجهی را میتوانیم در بندر باستانی سیراف ببینیم. این بندر در نزدیکی عسلویه قرار دارد و دارای ارزش فوقالعاده بالایی از نظر تاریخی است. جاذبههای دیدنی این بندر باستانی هم طراز آثار درجه اول کشور مثل تخت جمشید و میدان نقش جهان اصفهان است، ولی به دلیل نزدیکی به منطقهی عسلویه و بالا رفتن ارزش ریالی قیمتهای زمین و به دنبال آن ساخت و سازهای غیر قانونی که بر روی آثار تاریخی انجام میشود متأسفانه خسارات جبران ناپذیری در حال حاضر به این بندر وارد آمده است. شاید مردم این روستا که اخیراًً به دلیل همین ساخت و سازهای بیرویه و رو به گسترش تبدیل به شهر گردیده، گناهی نداشته باشند. این مردم فقیر که به یک باره به واسطهی فعالیت فازهای منطقهی ویژه، زمینهایشان تبدیل به طلا گردیده، برای به دست آوردن لقمهای نان ناچارند اقدام به ساخت و ساز کنند، ولی آیا هیچ راه چارهای وجود ندارد؟ آیا همان طور که دولت برای منطقهی ویژه برنامهریزی میکند و فازهای مختلف آن را راهاندازی میکند، قادر نیست برای این بندر با ارزش نیز برنامهریزی کرده و آن را ساماندهی نماید؟ آیا سودی که توریسم میتوانست برای این بندر باستانی داشته باشد کمتر از سود منطقهی ویژهی عسلویه است؟ اگر ذخایر گاز منطقهی ویژه 100 یا نهایتاً 200 سال آینده به پایان رسد ولی بندر باستانی سیراف همواره میتواند درآمدزا باشد. وقتی که با دقت بنگریم میبینیم که این بندر باستانی از تمامی ویژگیهای لازم برای تبدیل شدن به یک منطقهی گردشگری در سطح بالا برخوردار است. ساحل دریا و طبیعت بکر این منطقه که حتی منطقهی حفاظت شدهی محیط زیست نیز در همجواری آن قرار دارد، باعث شده که استعداد و پتانسیل بندر باستانی سیراف را بسیار بالا بدانیم. فقط با کمی درایت و برنامهریزی و ساماندهی، همین بندر باستانی میتوانست سود اقتصادی بسیار بالایی را برای مملکت ما به همراه داشته باشد. تمامی این موارد و موارد دیگر با عدم شناخت از میراث فرهنگی کشورمان ارتباط دارد. میبایست به طرق مختلف و از تمامی راهها و شیوهها و استفاده از تمامی رسانهها به آموزش فرهنگ و تمدن کشورمان بپردازیم. سازمان میراث فرهنگی در این میان وظیفهی سنگینی را بر عهده دارد. آیا به راستی هر ساله در ایام " هفته میراث فرهنگی"، این سازمان اطلاعرسانی درستی را انجام میدهد؟ شاید کمبود اعتبارات یکی از دلایل کیفیت بسیار پایین برنامههای ویژه این هفته است. این مسئله در تمام کشور به چشم میخورد و مختص استان بوشهر نیست. برگزاری نمایشگاه عکس و صنایع دستی و نهایتاً همایشهای تکراری که هر کدام دهها بار تکرار شده و در دید مردم نه تنها جاذبهای ندارد بلکه به واسطهی کمبود اعتبار و عدم استفاده از افراد متخصص و هنرمند نهایتاً با ابتداییترین شکل اطلاعرسانی روبهرو میشویم، باعث گردیده که بیتفاوتی را در بین اقشار مختلف و خصوصاً نسل جوان در مواجهه با این میراث فرهنگی ـ که در پایینترین شکل و کیفیت به آنها عرضه میگردد ـ شاهد باشیم. با تمام این اوصاف میبینیم که بعضی از استانها مثل فارس و اصفهان و حتی شهرهای کوچک مثل بیرجند به شکل بهتر و آبرومندتری این مراسم را برگزار مینمایند و این نتیجهی مدیریتهای بهتر و فرهنگیتر است. اصولاً در سازمانهای فرهنگی داشتن مدیران فرهنگی و کارآمد و دوری از درگیریهای جناحی و منازعات پیش پا افتادهی سیاسی که لطمات بزرگی را به کارکرد فرهنگی این سازمانها وارد مینماید، از موهبات بزرگ است. در سالهای گذشته متأسفانه در استان بوشهر شاهد این معضلات بودهایم. اگر مدیریتهای سیاسی گذشته به هنگام طراحی و تصویب پروژههای بزرگی مثل توسعهی گمرک بندر بوشهر کمی به آینده فکر میکردند بیشک از انجام این پروژه به این شکل از همان ابتدا مخالفت میکردند و در حال حاضر از عملکرد بد آنان سخن به میان نمیآمد. امیدواریم که مدیران فعلی فرهنگی استان از چنین عبرتهای تاریخی درس بگیرند و آینده را مدنظر داشته باشند، چرا که عملکرد آنان برخلاف دیگر سازمانها به فوریت عیان نمیگردد و شاید که دهها سال نیاز باشد تا نتیجهی عملکرد خوب و یا بد آنان بر مردم آشکار شود.
+ نوشته شده توسط masa در یکشنبه 1387/02/08 و ساعت
23:34 |
بالاخره روابط عمومی هم دارای روزی خاص شد! بنا به گزارش دبیرخانهی شورای اطلاعرسانی دولت روز « روابط عمومی » در فهرست نامهای کشور قرار گرفت. از این پس روز 27 اردیبهشتماه به عنوان روز« ارتباطات و روابط عمومی » در تقویمها و مناسبتهای کشور منظور و این مناسبت از سال آینده به فهرست مناسبتهای کشور افزوده شده و در تقویم رسمی سال 86 درج خواهد شد. همانطور که حتما می دانید، روز 27 اردیبهشتماه، پیش از این روز جهانی ارتباطات نام داشت که به روز "ارتباطات و روابط عمومی" تغییر نام پیدا کرد .
+ نوشته شده توسط masa در یکشنبه 1387/02/08 و ساعت
23:26 |
روز پرستار گذشت اما... روز پرستار امسال نیز همانند سالهای گذشته مظلومانه گذشت و جامعه پرستاری را در ناباوری و ابهت دیگری قرار داد و بزرگترین دستاورد آن بي توجه به روحیه جامعه پرستاری بود که ای کاش مسئولان، قبل از هرگونه شعار، طرح های ناتمام خویش را به سرانجام می رساندند و بعد به فکر معرفی آن می افتادند. امسال جامعه پرستاری برخلاف سالهای گذشته در کنار مشکلات و معضلات خود دچار جریانات وسیعی از درون خود پرستاری گردید تا به آنجا که سبب شد تا شکاف وسیعی در یکپارچگی نهادهای پرستاری به وجود آید غافل از آنکه این جریانات می تواند در پیگیری مطالبات پرستاری اثر منفی گذاشته و چه بسا باعث بی اعتباری آنها گردد چرا که جامعه پرستاری در چند ماه گذشته درگیر تنش ها و ناملایمات شدیدی بود که می توان آن را ناشی از نبود تعامل صنفی میان نهادهای پرستاری و عدم انسجام بین آنها دانست. تبلیغات و اطلاع رسانی غلط ، عدم احترام به شخصیت حقوقی تشکلات ، موضع گیری های ناصحیح ، عدم تحمل انتقاد از سوی مسئولین و عدم خویشتن داری منجر به رفتارهای غیر ارزشی، نقد یک طرفه و استفاده ابزاری از جایگاه تشكيلات صنفي شده است که متاسفانه باعث فدای معنویت ها شده که خود بزرگترین افت فعالیت های صنفی پرستاری است. پرداختن به حاشیه ها و جنگ درون حرفه پرستاری باعث شد تا وقت و انرژی سازمان ها و نهادهای پرستاری به جای رسیدگی به امور پرستاری و معضلات آن به مسائل پوسیده و جنگ روانی در حرفه تبدیل شود و ناخواسته جامعه پرستاری را درگیر جنگ و جدل های داخلی خویش نمایند که این مسائل می تواند باعث رویگردانی و سلب اعتماد جامعه پرستاری از نهادهای پرستاری گردد. حضور فعالان، نهادها و انجمن های تخصصی پرستاری در صحنه تحولات پرستاری و هدایت آن به سوی مسیر تخصصی و نهادینه نمودن استانداردها و ارزش پرستاری برای رسیدن به یک راهکار نهایی در مشکلات پرستاری می تواند این رشته را از رفتارها و گرایش های فردی رها ساخته و تفکر سازمانی را به عنوان تنها راه حل در فعالیت های گروهی و صنفی قابل قبول در جامعه ارائه نماید. همچنین نهادهای پرستاری برای خروج از بحران تک صدائی و فردی گرائی می بایست نسبت به راه اندازی سیستم پذيرش پیشنهادها، بانک ایده پرستاری و اطاق فکر پرستاری جهت استفاده از کل ظرفیت های موجود در جامعه پرستاری اقدام نموده و نقش حداکثری جامعه پرستاری را در تعیین سرنوشت حرفه ای خود روشن تر نمایند. همچنین با توجه به فعالیت انجمن های تخصصی و علمی پرستاری در کلیه رشته های پرستاری می توان از توان این انجمن های علمی و صنفی در جهت نیل به اهداف عالیه خویش برای شکوفائی پرستاری استفاده نموده و رسیدن به سطحی از رضایت را تنها در اتحاد و یکپارچگی تشکلات می توان یافت نه در تخریب و نادیده گرفتن آنها. در این میان می توان مجمع نمایندگان هیات مدیره های نظام پرستاری که بعد از انتخابات شورای عالی نظام پرستاری به کار خود پایان می دهد را به عنوان پارلمان پرستاری کشور فعال نموده که میتواند در کنار کمیسیون های مشورتی سازمان نظام پرستاری نقش بزرگترین نظام پیشنهادات در سیستم پرستاری کشور را ایفا نموده و عواید کثیری را متوجه جامعه پرستاری نمایند.
+ نوشته شده توسط masa در یکشنبه 1387/02/08 و ساعت
23:19 |
روز جهانی صلیب سرخ ( 18 اردیبهشت/8 مه ) " صلیب سرخ " نام سازمانی بین المللی است كه درنتیجه ی مساعی فردی به نام " ژان هانری دونان "DunantJean Henry )1910-1828) وبه منظور تخفیف آلام انسانی ، و حفظ و پیشرفت بهداشت عمومی ، بر طبق موافقتنامه ی ژنو درسال 1864 تشكیل شد . عنوان سازمان بین المللی كه برای تخفیف آلام انسانی ، حفظ و پیشرفت بهداشت عمومی، بر طبق موافقتنامه ژنو در سال 1864 و خاصه در نتیجه ی مساعی شخصی به نام " ژن هانری دو نان "Jean Henry Dunant( 1910- 1828) سوئیسی تشكیل یافت ، صلیب سرخ نامیده شد. در سال 1862، دو نان ، كتاب" خاطره ای از سولفرینوSolferino " ( دهكده ای در شمال غربیMantua واقع در شمال ایتالیاست كه در1859 صحنه جنگ خونینی ، بین قوای اتریش و متحدان فرانسوی و ساردنی ، رخ داد كه جمعاً حدود 50 هزار نفر تلفات به بار آورد ) را منتشر كرد و خواستار تشكیل جمعیتهای امدادی داوطلب برای تسكین آلام این گونه آسیب دیدگان از جنگ شد. او پیشنهاد كرد خدمت به زخمیهای نظامی ، فعالیتی بی طرف محسوب شود . " انجمن امور عام المنفعه ی ژنو" با علاقه ی وافر از پیشنهاد وی استقبال كرد . در نتیجه ، یك كنفرانس بین المللی با شركت نمایندگان 16 كشور در ژنو تشكیل گردید و موافقتنامه 1864 برای بهبود وضع مجروحان و رنجوران نظامی میدان جنگ تدوین شد و به امضای نمایندگان دوازده دولت از كشورهای شركت كننده رسید كه در آن بی طرف شمردن متصدیان خدمات پزشكی نیروهای مسلح، رفتار انسانی با زخمیها، و بی طرفی غیر نظامیانی كه داوطلبانه به كمك زخمیهای جنگ می شتابند و نیز علامتی بین المللی به منظور مشخص ساختن اعضا و وسایلی كه در این راه به كار می روند پیش بینی شده بود. به افتخار ملیت دونان ، صلیبی سرخ با زمینه ای سفید به تقلید از پرچم سویس كه صلیبی سفید در زمینه ی قرمز به عنوان نماد و علامت آن انتخاب شد. در سال 1963، در 88 كشور جهان ، جمعیتهای ملی صلیب سرخ به وجود آمد. همچنین دو گروه بین المللی دیگر نیز كه مركزشان در ژنو واقع بود تشكل شد كه یكی كمیته ی بین المللی صلیب سرخ تأسیس 1863، مركب از 25 نفر از بزرگان سوئیس بود كه هنگام جنگ به عنوان میانجیهای بی طرف خدمت می كردند و دیگری اتحادیه جمعیتهای صلیب سرخ تاسیس 1919 كه هدف از آن كمكهای متقابل ، همكاری و توسعه فعالیتهای مربوط ، خاصه در زمان صلح بود. در فاصله ی سالهای جنگ جهانی اول ( 18-1914) ، با یاری سازمانهای صلیب سرخ كشورهای جهان، صدها هزار نفر در دوران دشوار اقامت اجباری در كشورهای متخاصم ، با دریافت اخبار از خانه و مسكنشان دلشاد می شدند؛ علاوه بر این ، مبادله ی بیماران و اسرا از بزرگترین اقداماتی بود كه به ابتكار كمیته بین المللی صلیب سرخ به نتیجه رسید. در پایان جنگ، رئیس صلیب سرخ" هنری دیویسن" از چهار دولت بزرگ درگیر جنگ یعنی انگلیس، فرانسه، ایتالیا و ژاپن دعوت به عمل آورد تا به كار سازمانهای صلیب سرخ در زمان صلح سامان دهند . مقدمات كار فراهم شد و در ماه آوریل 1919، كنفرانس بزرگی با شركت معروفترین پزشكان ممالك مختلف در شهر " كان" واقع در فرانسه تشكیل شد تا اساس كار صلیب سرخ در زمان صلح مشخص شود. درهمین كنفرانس بزرگ بود كه پایه لیگ یعنی " اتحادیه بین المللی صلیب سرخ" ریخته شد و این اتحادیه در 5 مه 1919، در پاریس شروع به كار كرد. اتحادیه صلیب سرخ ها كه در پایان اولین سال تاسیس خود 26 عضو بیشتر نداشت ، اكنون یكصد عضو دارد. هر جمعیت ملی صلیب سرخ برای اینكه بتواند عضو اتحادیه بشود باید هم به وسیله دولت خود به رسمیت شناخته شود و هم به وسیله اتحادیه . هدفهای این جمعیت گذشته از مأموریتهای زمان جنگ، عبارت است از تامین سلامتی و بهداشت، جلوگیری از بیماریها و كاهش رنج بشر به طور كلی. فعالیت صلیب سرخ بین المللی از پایان جنگ جهانی دوم توسعه فراوانی یافت. در كشورهای اسلامی به جای صلیب سرخ، هلال احمر به عنوان نماد سازمان به كار گرفته شد و در ایران جمعیت شیر و خورشید سرخ فعالیت داشت. لیكن پس از انقلاب، ایران نیز علامت جمعیت هلال احمر را برای این فعالیت برگزید. دولت ایران قراردادی را كه در تاریخ 8 دسامبر 1949، در هفدهمین كنفرانس بین المللی صلیب سرخ در "استكهلم" تنظیم شد، درتاریخ 30 آذر 1334، امضا كرد و به عضویت كنوانسیون ژنو پذیرفته شد. وقتی سخن از پیشاهنگان این سنت خیر در میان است، باید قبل از همه از " بانوی فانوس به دست" یعنی فلورانس نایتینگل (Florence Nightingale) نام برد. این زن نیكوكار در سال 1820 درشهر فلورانس ایتالیا متولد شد، اما همه ایام جوانی را در انگلستان به سر برد. هجده سال بیشتر نداشت كه متوجه شد برای كار بزرگی آفریده شده است. خود او گفته است:" خداوند درهفتم فوریه 1838، مرا به خدمت خود برگزید." وی ابتدا خواست در بیمارستان یكی از ولایات شمالی انگلیس مشغول كار شود، اما وضع پرستاری و پرستاران در آن وقت چنان بدنام بود كه مادرش راضی به این كار نشد. وی ناچار مدتی در انگلستان و سایر نقاط اروپا به تحصیل و مطالعه در وضع پرستاران و بیماران پرداخت و چون در سال 1853 به انگلستان بازگشت ، ریاست بیمارستان كوچكی را كه مخصوص زنان بود به او سپردند. نایتینگل بی درنگ به تربیت پرستار مشغول شد؛ اما نبرد كریمه كار او را ناتمام گذاشت . ماجرای جنگهای شبه جزیره كریمهCrimean war (56-1953) بدین شرح بود كه نیكلای اول تزار روسیه در سال 1854، برای بسط نفوذ خود درعثمانی به ولایتهای والاشیValachie و مولداویMoldavie واقع در شبه جزیره بالكان لشكر كشید. دولتهای انگلیس ، فرانسه و ساردنی كه مخالف پیشرفت روسیه به سوی مدیترانه بودند، به كمك دولت عثمانی وارد جنگ شدند. این جنگ دو سال طول كشید و به سبب اینكه میدان نبرد بیشتر در شبه جزیره كریمه واقع شده بود به جنگهای كریمه معروف شد. شكست روسیه دراین جنگ چنان سنگین بود كه نیكلای اول از فرط تأثر در سال 1855، جان سپرد. در سال 1854، جنگ كریمه ورد زبان اروپاییان بود.انگلیسیها و فرانسویها و تركان عثمانی متفقاً با روسها می جنگیدند، و برای سربازان زخمی وسیله پرستاری نداشتند. از طرفی تیفوس هم میدانهای جنگ را فرا گرفته بود. در این هنگام ، وزیر جنگ انگلستان كه دوست فلورانس بود به او نامه ای نوشت و خواهش كرد به شبه جزیره كریمه برود و كار پرستاری از زخمیها را سرو سامان بدهد. با وجود مخالفت اداره طب لشكری كه می گفت این نوع كارها مناسب زنان نیست و با وجود تاخیر و تردید اولیای امور، فلورانس به میدان جنگ شتافت و با مهربانی و مهارت خود هزاران سرباز را از مرگ نجات داد. شبها چراغ به دست درمیدانهای جنگ به دنبال زخمیها می گشت. در كریمه دیگر سخن از ملیت خاصی نبود صحبت از نوع بشر بود كه در معرض مرگ قرار می گرفت. در اندك زمانی، پرستاری ده هزار سرباز بیمار به عهده او محول شد. پس از سه ماه و با 20 ساعت كار شبانه روزی ، شماره كشته شدگان از 42% به 2% تقلیل یافت. این پیشرفت ثمره نظم ، ترتیب ، پاكیزگی ، حسن اداره ، رعایت قواعد صحت ، و سرانجام عشق فلورانس نایتینگل به كار بود.
+ نوشته شده توسط masa در یکشنبه 1387/02/08 و ساعت
23:15 |
خليج فارس و نام پرتوافكن آن ميراث گرانسنگ ايرانيان باستان است. ميراثي كه ايرانيان آزاد انديش روزگار كهن براي فرزندان خود به يادگار گذاردهاند تا مايه فخر و مباهات نسلهاي بعدي باشد و ايرانيان همواره به خاطر آورند كه نمادهاي ميهني و ملي آنان كه با پوششي از باورهاي ژرف ديني و الهي مزين و متبرك شده است، در هميشه تاريخ موجب باليدن آنان بوده و خواهد بود. نام خليج فارس در دل تاريخ ... از آن هنگام كه تاريخ بشر مكتوب شد و جغرافي بگونهاي علمي در مقياس با سطح و حد تحقيق و مطالعه در دوران باستان مورد بررسي قرار گرفت، نام خليج فارس جزء چهار درياي شناخته شده بوده كه به اعتقاد يونانيان كهن همگي از يك اقيانوس عظيم به وسعتي معادل همه آبهاي جهان سرچشمه ميگرفتند و بسيار پيش از آنكه داريوش هخامنشي امپراتور ايران در كتيبههاي خود از درياي پارس سخن براند، حتي غيرايرانيان هم اين پهنه آبي را با نام پارس ميشناختند. خليج پارس نامي است به جاي مانده از کهنترين منابع، زيرا که از سدههاي پيش از ميلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس _ نام سرزمين ملت ايران _ گره خورده است. قدمت خليج فارس با همين نام چندان ديرينه است که عدهاي معتقدند: «خليج فارس گهواره تمدن عالم يا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستاني اين منطقه، نخستين انسانهايي بودند که روش دريانوردي را آموخته و کشتي اختراع کرده و شرق و غرب را به يکديگر پيوند دادهاند. اما دريانوردي ايرانيان در خليج فارس، قريب پانصد سال پيش از ميلاد مسيح و در دوران سلطنت داريوش اول آغاز شد. داريوش بزرگ، نخستين ناوگان دريايي جهان را به وجود آورد. کشتيهاي او طول رودخانه سند را تا کرانههاي اقيانوس هند و درياي عمان و خليج فارس پيمودند، و سپس شبه جزيره عربستان را دور زده و تا انتهاي درياي سرخ کنوني رسيدند. او براي نخستين بار در محل کنوني کانال سوئز فرمان کندن ترعهاي (کانالي) را داد و کشتي هايش از طريق همين ترعه به درياي مديترانه راه يافتند. در کتيبهاي که در محل اين کانال به دست آمده نوشته شده است: "من پارسي هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن اين ترعه را داده ام از رودي که از مصر روان است به دريايي که از پارس آيد پس اين جوي کنده شد چنان که فرمان دادهام و ناوها آيند از مصر از اين آبراه به پارس چنان که خواست من بود." اين نخستين مدرک مکتوب بجا مانده درباره خليج فارس است. از سفرنامه فيثاغورث 570 قبل از ميلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خليج فارس و يا معادلهاي آن در ديگر زبانها ثبت شده است. پس از اسلام نيز آن زمان كه واژه سازي و رويا پردازي براي خلق اسامي مجعول عاري از قبح نشده و جزء سنتهاي سياست پيشگان و عوامل آنان در نيامده بود، جملگي علماي غيرايراني و حتي دانشمندان عرب مانند "شهابالدين النويري" و "ابن حوقل النصيبي بغدادي" كه نام خليج فارس را همراه با نقشه آن بگونهاي مستند مشخص كرده است، با حفظ حرمت قلم، تشكيك در نام اين دريا را حتي در ذهن خود خطور ندادند و پايبندي به صداقت و راستانديشي را از خود به يادگار گذاردند. اما شيفتگي قدرت و نشئگي شهرت و اقتضاي زمانه، جايگزين صداقت و درست گفتاري شد و در واقع نام جعلي خليج عربي براي بار نخست از سوي "عبدالكريم قاسم" رييس جمهوري اسبق عراق عنوان شد و با روياپردازي اعراب را به فرزين بندي در مقابل ايرانيان فرا خواند و اين افكار بچه گانه پس از پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران با تحريك امپرياليسم جهاني و دشمنان اسلام پررنگ تر گرديد. از دوره جمال عبدالناصر رئيس جمهور پيشين مصر نیز، به تشويق او و اوجگيري تعصب عربي، رسماً کشورهاي عربي نام تاريخي خليج فارس را در رسانه ها و کتب رسمي عربي تغيير دادند. از سفرنامه فيثاغورث 570 قبل از ميلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خليج فارس و يا معادلهاي آن در ديگر زبانها ثبت شده است. كشورهاي حوزه خليج فارس و جهان بايد نيك دريابند كه پاك نمودن حقيقت از تاريخ امري ناممكن است كه جهان سالها شاهد اينگونه تلاش هاي ناممكن صهيونيسم جهاني در محو فلسطين بوده و هست. و اكنون و اين بار نيز بدانند كه روياي تازه و پريشان آنان هيچگاه تعبير نخواهد شد چرا كه هر مرد و زن ايراني مقتدرانه از آبهاي نيلگون و نام خليج هميشه فارس حراست خواهد نمود.
+ نوشته شده توسط masa در یکشنبه 1387/02/08 و ساعت
23:10 |
روز زمين پاك با شعار زمين سالم، انسان سالم، نامگذاري شد دوم ارديبهشت سال جاري كه مصادف با روز جهاني زمين پاك است با عنوان زمين سالم، انسان سالم نامگذاري شد.تهران_ميراث خبر اكوتوريسم و جاذبهها_ دوم ارديبهشت سال جاري كه مصادف با روز جهاني زمين پاك است با عنوان زمين سالم، انسان سالم نامگذاري شد. برنامههاي اين روز از سوي كارشناسان سازمان حفاظت از محيط زست و با محوريت زمين پزشكي يا زمين شناسي پزشكي تدوين شده است. زمين پزشكي محور سخنرانيهاي روز زمين پاك در ارديبهشت 85 است. دكتر سروش مدبري، دبير ستاد روز زمين پاك و سرپرست دفتر بررسي آب و خاك در سازمان حفاظت از محيط زيست گفت: «روز زمين پاك كه در كشورهاي ديگر با عنوان روز زمين معروف شده است، چند سالي است كه برگزار شده و در رابطه با آن اطلاع رساني صورت ميگيرد.» وي افزود: «سالهاي گذشته درصد بسياري از بحثها و سخنرانيهاي اين روز در ارتباط با زبالهها و پاكسازي زمين از پسماندهاي آلوده بود.» اين كارشناس محيط زيست اظهار داشت: «تا كنون بحثي در رابطه با آلودگيهاي زيست محيطي و احتمال ابتلاي انسانها به بيماريهاي مختلف از اين آلودگيها صورت نگرفته بود و با توجه به حساسيت اين موضوع روز زمين پاك سال 85 در ايران به اين بحث اختصاص يافته است.» وي با اشاره به اينكه علم زمين پزشكي در حدود سه سال است كه در كشورهاي مختلف مورد بررسيهاي كارشناسانه قرار گرفته، اظهار داشت: «مطالعات و بررسي در رابطه با اين موضوع از طريق بررسي آلودگيهاي زيست محيطي در كشورمان ضروري است.» دكتر مدبري خاطر نشان ساخت: «در بخشهايي از نقاط مختلف زمين آب و خاك داراي عناصر شيميايي است كه عامل به وجود آمدن انواع بيماريها بوده و به دليل مهجور ماندن علم زمين پزشكي تا كنون اين عوامل به طور مشخص كشف نشده است.» وي افزود: «به طور مثال در بنگلادش و بنگال غربي كشور هند 60 ميليون از مردم به انواع بيماريها مبتلا شدند كه پس از بررسيهاي مختلف كارشناسان سبب بيماريها وجود مقدار بسياري آرسنيك در آب آشاميدني اين افراد ذكر شد.» دبير ستاد روز هواي پاك افزود: «با توجه به اين موارد روز دوم ارديبهشت جلسه سخنراني با حضور استادان برجسته محيط زيست و علوم زمين شناسي در محل سازمان حفاظت از محيط زيست برگزار ميشود.»
+ نوشته شده توسط masa در یکشنبه 1387/02/08 و ساعت
23:6 |
روز ملی فن آوری هسته ای دو ساله شد دو سال است در روز بیستم فرودین، روز ملی فن آوری هسته ای، جشنی برپاست
با این حال این خبرگزاری گزارش داد که سفیر ایران در آژانس اعلام کرده است که از پیشرفت های جدید در سایت نظنز اطلاع ندارد.
نویسنده: مينا على اسلام / www.iras.ir
+ نوشته شده توسط masa در یکشنبه 1387/02/08 و ساعت
23:0 |
|
|